|
AROSE MORDEGAN
|
زندگي به من آموخت
چگونه در نبودنت اشك بريزم ولي اشك به من نياموخت چگونه در نبودنت زندگي كنم... هه... ي شعر مدتها پيش خوندم كه مناظره خسرو و فرهاد بود واقعا ب دلم نشست :(مصراع اول رو خسرو بيان ميكنه مصراع دوم رو فرهاد) نخستين بار گفتش كز كجايي بگفت از دار ملك آشنايي بگفت آن جا به صنعت در چه كوشند بگفت اندوه خرند و جان فروشند بگفتا جان فروشي در ادب نيست بگفت از عشق بازان اين عجب نيست بگفت از دل شدي عاشق بدين سان بگفت از دل تو ميگويي من از جان بگفتا عشق شيرين بر تو چون است بگفت از جان شيرين ام فزون است بگفتا هر شبش بيني چو مهتاب بگفت آري چو خواب آيد كجا خواب بگفتا گر خرامي در سرايش بگفت اندازم اين سر زير پايش بگفتا گر كند چشم تو را ريش بگفت اين چشم ديگر دارمش پيش بگفتا گر كسي آرد فرا چنگ بگفت آهن خورد بر خود بود سنگ بگفتا گر نيابي سوي او راه بگفت از دور شايد ديد در ماه بگفتا دوري از مه نيست در خور بگفت آشفته از مه دور بهتر بگفتا گر بخواهد هر چه داري بگفت اين از خدا خواهم بذاري بگفتا گر ب سر يابيش خشنود بگفت از گردن اين وام افكنم زود بگفتا دوستيش از طبع بگذار بگفت از دوستان نايد چنين كار بگفت آسوده شو كين كار خام است بگفت آسودگي بر من حرام است بگفتا رو صبوري كن در اين درد بگفت از جان صبوري چون توان كرد بگفت از صبر كردن كس خجل نيست بگفت اين دل توان كرد دل نيست بگفت از عشق كارت سخت زار است بگفت از عاشقي خوش تر چه كار است بگفتا جان مده بس دل كه با اوست بگفت دشمن اند اين هر دو بي دوست بگفت از دل جدا كن عشق شيرين بگفتا چون زي ام بي جان شيرين بگفت او آن من شد زومكن ياد بگفت اين كي كند بي چاره فرهاد بگفت ار من كنم در وي نگاهي بگفت آفاق را وزم به آهي چو عاجز گشت خسرو در جوابش نيامد بيش پرسيدن ثوابش به ياران گفت كز خاكي و آبي نديدم كس بدين حاضر جوابي [ 91/02/13 ] [ 8:25 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
تو را به جای تمام کسانی که شناخته ام
دوست دارم... تو را به جای تمام روزگارانی که زیسته ام دوست دارم.... برای خاطر عطر نان گرم... برای نخستین گل ها... تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم...! تو رابیشتر از تمام دوست داشتن های دنیا... دوست دارم!! =سلام بهار...من زودتر از آن چه گمان کنی می خواهمت...اینجا بوی بهار در تمام روز های سال بخش است...شکوفه هایت در تمام لخظاتم خاطره ساز است....
=ی افسانه هست ک دوست دارم بدونین امتحان کنید اگ درست باشه خیلی هیجان انگیز: شخصی عاشق نوروز بوده تصمیم می گیره برای نوروز ی شالگردن ببافه تا وقتی اومد بهش هدیه بده ولی لحظه ی سال تحویل خواب میمونه!! وقتی بیدار میشه می بینه که نوروز اومده همه جا رو سبز کرده رو رفته.... میشینه گریه میکنه....تا سه روز.... روز سوم اگر این شخص خودشو ب دریا بندازه اون سال هوا بارونیه... اگ ب اتش بندازه اون سال هوا گرم و خشک... و اگه خودشو ب خاک بندازه اون سال هوا باد و خاک... حالا هر کس روز سوم فروردین تو منطقه خودش اینو امتحان کنه ببینه تا آخر سال چی میشه آب و هواشون... منبع:کتاب"سال بلوا"نوشته ی "عباس معروفی" =برام آرزوی خوشحالی کنید خیلی لازمش دارم... [ 90/12/24 ] [ 10:22 AM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
آری آغاز "دوست" داشتن است.
گرچه پایان راه ناپیداست... من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست. . . . . اینجا تولد عشقه منه.... تا چند ساعت دیگه ی فرشته میاد تو دنیای ما.... قل می خوره تو جایی که منم هستم.... تفلد ملضی جونه.... بیاید بترکونید ها...گفته باشم...
خوب بر و بچ من غافل گیرتون کردم ب جای کیک ی نیمرو درست کردم با هم بزنیم ب بدن.... نوووووووووووووش جونتوننننننننن!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا ب قول المااااااااااس گگگگگگگگگگگگیییییییییییییللللللللللللیییییییییی..... [ 90/11/28 ] [ 9:3 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
این تست یک تست ساده و جذاب است.با صداقت و درستی به آن جواب دهید .در نظر داشته باشید که ممکن است شما به سوالی برسید و از گزینه های داده شده پاسخی را انتخاب کنید که فکر می کنید جواب بهتری دارد ویا مناسب تراز گزینه ی دیگر است . این کار کاملا اشتباه است . پس سعی کنید خودتان را در جایگاه فردی قرار دهید که اتفاقات برای او می افتد در این حالت اطمینان داشته باشید که سوالات و پاسخها به واقعیت نزدیکتر خواهد شد تا از پاسخ های آن لذت کافی را ببرید.
پس شروع می کنیم سوال اول : شما به طرف خانه کسي که دوستش داريد مي رويد . دو راه براي رسيدن به آنجا وجود دارد : يکي کوتاه و مستقيم است که شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته کننده است اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني است ولي پر از مناظر زيبا و جالب . حال شما کدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي کنيد ؟ راه کوتاه يا بلند ؟ سوال دوم : در راه دو بوته گل رز مي بينيد . يکي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد . شما تصميم مي گيريد که 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد . چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي کنيد ؟ ( شما مي توانيد يا همه را يک رنگ يا از ترکيب دو رنگ انتخاب کنيد ) . سوال سوم : بالاخره شما به خانه او مي رسيد . يکي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي کند . شما مي توانيد از آنها بخواهيد که دوست شما را صدا بزنند . يا اينکه خودتان او را خبر مي کنيد ؟ حال چکار مي کنيد ؟ سوال چهارم : شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي کسي آنجا نيست . پس تصميم مي گيريد که رزها را همان جا بگذاريد . ترجيح مي دهيد آنها را لب پنجره بگذاريد يا روي جلوي آينه ؟ سوال پنجم : صبح زماني که از خواب بلند شديد سر سفره صبحانه مي رويد به نظر شما وقتي که آنجا مي رويد او زودتر از شما آمده است ؟ يا نه ! سوال آخر : وقت برگشت به خانه است آيا راه کوتاه و ساده را انتخاب مي کنيد ؟ يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر برويد ؟ جوابها : جواب سوال يک : جاده نشان دهنده ي عشق است اگر راه کوتاه را انتخاب کرده ايد زود و آسان عاشق مي شويد . ولي اگر راه طولاني را انتخاب کرده ايد به سادگي عاشق نمي شويد و زمان بيشتري براي آن صرف مي کنيد . جواب سوال دوم : تعداد رزهاي قرمز نشان دهنده ي آن است که در يک رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريد و تعداد رزهاي سفيد بر عکس نشان مي دهد که شما چقدر در آن رابطه از طرف مقابل انتظار محبت داريد . به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 رز سفيد انتخاب کرديد بدين معناست که شما 90 درصد محبت مي کنيد و 10 درصد انتظار محبت از طرف مقابل داريد . جواب سوال سوم : نشان دهنده ي طرز برخورد شما با مشکلات در يک رابطه است . اگر شما از اعضاي خانواده درخواست کرده ايد که محبوبتان را صدا بزنند بدين معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات مي ترسيد و اميدوار هستيد که مشکلات به خودي خود حل شوند . ولي اگر خودتان به اطاقش رفته ايد که او را ازحضور خود مطلع کنيد اين نشان مي دهد که شما خود با مشکلات روبرو مي شويد و دوست داريد آنها را هر چه زودتر حل کنيد . جواب سوال چهارم : محل قرار دادن رزها نشان دهنده ي اشتياق شما به ديدن محبوبتان است . اگر آنها را جلوي آينه مي گذاريد نشان مي دهد که دوست داريد او را زياد ببينيد و اگر آنها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد مشکلي به وجود نمي آيد . جواب سوال پنجم : نشان دهنده ي نگرش و طرز فکر شما در مورد کاراکتر و شخصيت فرد محبوبتان است اگر شما او را در حالي که سر سفره نيامده است و جاي او را خالي مي بينيد يعني او را همانطور که هست دوست داريد و اگر او را سر سفره ديده ايد يعني انتظار داريد که او مطابق ميل شما بشود . جواب سوال آخر : راه بازگشت به خانه نشان دهنده ي دوام عشق شماست . اگر راه کوتاه را انتخاب کرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار مي مانيد . [ 90/09/07 ] [ 12:33 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
تا تو شدم
او شده بودی... نگاهم به پشت سر افتاد چه من ها که در راه مانده بودند و تو نشدند... و چه تو ها که از راه رفتند و او شدند!! اکنون به پیش مینگرم من های ما نشده در راه و تو میان او شدگان. نخواسته ام که ما شویم تا تو آنها نشوی من های ما نشده بسیارند او های آنه شده بسیارند و تو تنهاییی...
دل دل ۱:فاصله را بگو،به خود نبالد خاطره ی با تو بودن تمام فاصله ها را میشکند... دل دل ۲:کاش همیشه در کودکی میماندیم تا به جای قلبهایمان سر زانو هایمان زخم میشد... [ 90/07/30 ] [ 6:31 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
من عاشق نیستم اما
گاهی حرف تو که می شود دلم انگار که تب کند... گرم و سرد می شود آب می شود تنگ می شود تنگ می شود... من عاشق نیستم اما... [ 90/07/28 ] [ 7:4 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
شن های ساعت شنی ام
لحظه لحظه ی نبودنت را به رخم میکشد، قرار بود ساعت را کنار ساحل بر زمین زنیم تا به دیار آشنای خود باز گردد اما حال که تو نیستی او می خواهد مرا بر زمین زند، به خیال بازگشتنت... نمی داند که تو دور تر از این فاصله هایی که صدای شکستنم را بشنوی... راه را نشانت داده بودم، حتی بی راهه ها را... اما... اما شاید هنوز کوره راهی مانده بود که نمیدانستم تقدیرم قرار است از آنجا بگذرد!! به گمانم زیاد بودم و باریدم کمی خشکیدن نیاز است برایت اما به گمانم دستان خشکیده ام هم، به تو نمی رسد تا بشنوی صدای سکوت تنهایی ام را در این شلوغ بازار... به گمانم تنها من هستم، منی که دیگر توان دوباره جاری شدنم نیست...!! چراغ ها خاموش است دستانم به روشنی نمی رسد ماه از شب هایم گریخته، ستاره ها به سیاره ای دیگر کوچ کرده اند. خیابان دلم چراغی ندارد، مزاحم ها تمام چراغ ها را شکسته اند... کجایی که مرهمم شوی! گفته بودی با هم میمانیم اما حال که تو به دریا رسیدی و من اسیر دل کویر شدم باز هم مرا یاد میکنی؟؟؟ من هر چه تو را می خوانم شاید روزانه صد ها... صدایم در گم گشتگی خودم گم م ی ش و د... در نهایت همهمه من میمانم و خاطر تو... چه شده که سر جایمان نیستیم؟؟! فکر کنم از شیرینی زیاد بودن هایمان بوده... من دیگر تا آخر عمر قهوه می خورم، بدون شیر بدون شکر...
همراهی ۱:این پست رو خودم نوشتم با دقت بخونید اگه فک میکنید جاییشو بهتر بیان میکنید حتما اصلاحشو واسم بنویسید! اگه دوسش نداشتید حتما بگید حتما حتما!٬ همراهی ۲:من اصلا اصلا تا حالا عاشق نشدم کسی ام تنهام نذاشته اینا فقط یه مشت کلمه است که رو کاغذ اوردمشون همین! [ 90/07/06 ] [ 2:31 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
با آدم هبوط کردم
با نوح صبر با موسی به نیل افتادم با ابراهیم به آتش کشیده شدم با عیسی به صلیب اما هنوز هم که هنوز است نه تلقی کلماتی نه فتاب علیهی نه کشتی نجاتی نه آغوشی نه بردی نه سلامی نه پروازی خدای ما یکیست اما نه خبری نیست که نیست!!
همراهی ۱:به کسی گفته شد:خدا را میشناسی؟؟! گفت:وقتی رفت وآمدی نباشد چطور بشناسم؟؟!!! همراهی ۲:جایی ته ذهن خدا گیر کرده ام اینجا خیلی شلوغ است دقیقا نمیدانم چند نفر جلوی من هستند اما زیادند خدایا میشود مرا زود تر به یاد بیاوری! بعد از کلاغ بعد از گنجشک... [ 90/07/04 ] [ 9:44 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
در این سکوت تلخ بر آنم که ببخشایمت، این خطایی است که در زیادی عشق سر میزند... [ 90/06/31 ] [ 11:41 PM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
من از تو دورم...
تنها همین نوشته هاست که تو را اینجا آورده... چند سال پیش نام من را در اندک جایی جا زدند تا تعداد آدم های کره ی زمین را زیاد تر کنند... نمی دانم قرار است با بودنم تنها آمار زنده ها را بیشتر کنم یا آمده ام که باشم...برای همیشه... نمی دانم وقتی در خاطراتم قدم بزنم لبخند کنارم نفس می کشد یا حسرت... نمی دانم وقتی از من یاد می کنی دوستم داری یا نه... نمی دانم اصلا از من یاد می کنی یا نه... تنها می دانم که حالا اینجایی! ومن خوشحال... خوشحال از حضورت... امشب می خواهم تنها نبودنم را جشن بگیرم... می خواهم شمع هایم را به امید همیشه بودنت خاموش کنم... نکند تنهایم بگذاری... من شمع هایم را به بهای بودن تو به دست باد می سپارم... نکند تو هم با باد همسفر شوی... ------------------------------------------------------------------------------------------------------------ نکته۱ :این مطلب رو خودم برا تولدم نوشتم نکته۲:من ساعت ۱ بامداد قل خوردم تو این دنیا برا همین الان پستمو گذاشتم نکته۳:بفرمائید کیک فقط پروانه هاشو نخورید گناه دارن طفلکی ها!!!
[ 90/06/23 ] [ 0:58 AM ] [ MEHRNAZ ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |